آسغده بضم سين و سكون غين،آماده،مسعود گويد: بيت خاطر عالى تو غارت كرد گنج اسغدۀ نهان قلم و هيزم نيم سوخته،معروفى گويد: بيت ايستاده ميان گرمابه همچو آسغده در ميان تنور 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص113) 
به ضم ثالث و سكون عين نقطهدار و فتح دال بىنقطه هيزم نيمسوخته را گويند و به فتح ثالث به معنى آماده و مستعد و مهيا باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص33) 
- [بسين مهمله و غين معجمه بوزن ناكرده] بمعنى آماده و مهيا باشد. مثالش مسعود سعد گويد: بيت خاطر عالى تو غارت كرد گنج آسغدۀ نهان قلم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص93) 
- [بسين و دال مهملتين و غين معجمه. بوزن نابرده] هيزم نيم سوخته باشد. مثالش استاد معروفى گويد: بيت ايستاده ميان گرمابه همچو آسغده در ميان تنور 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص96) 
(صفت مفعولی) نيمسوز. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
(صفت مفعولی) ساخته. آماده. سيجيده. بسيجيده. ¦¦گردآمده. فراهمشده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص37) 
[اسم][فارسی]هيزم نيمسوخته. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[صفت][فارسی]آماده و مهيا و مستعد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص28) 
هيزم نيمسوخته باشد.معروفى گفت: ايستاده ميان گرمابه#همچو آسغده در ميان تنور. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص34) 
هيزم نيمسوخته است.معروفى گويد: ايستاده ميان گرمابه#همچو آسغده در ميان تنور 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص141) 